Persian Gulf, from ancient time,
has been Persian Gulf
Originally at http://www.chn.ir/shownews.asp?no=11127
By: Dr. Mojtahed-Zadeh
خليج فارس،از
دوران باستان،
فارس نام داشته
است
46 سال پيش
در روز 13 مرداد
ماه سال 1337 ايران
به دليل تغيير
نام خليج فارس
به خليج عربي
از سوي عراق و
برخي ديگر از
كشورهاي عربي
و انگليس اعتراض
خود را به دولت
جديد عراق به
رهبري قاسم كه
با يك كودتاي
نظامي بر سر كار
آمده بود و تمايل
به حركت هاي آزادي
خواهانه مصر
به رهبري جمال
عبدالناصر داشت،
اعلام كرد.
گروه فرهنگ،
هستي پود فروش
_ 46 سال پيش در روز
13 مرداد ماه سال
1337 ايران به دليل
تغيير نام خليج
فارس به خليج
عربي از سوي عراق
و برخي ديگر از
كشورهاي عربي
و انگليس اعتراض
خود را به دولت
جديد عراق به
رهبري قاسم كه
با يك كودتاي
نظامي بر سر كار
آمده بود و تمايل
به حركت هاي آزادي
خواهانه مصر
به رهبري جمال
عبدالناصر داشت،
اعلام كرد.
خليج فارس
نامي است به جاي
مانده از كهن
ترين منابع،
زيرا كه از سده
هاي قبل از ميلاد
سر بر آورده است،
و با پارس و فارس
_ نام سرزمين ملت
ايران _ گره خورده
است.
خليج فارس،
درياي كم عمق
و نيمه بسته اي
است با مساحت
حدود 240 هزار كيلومتر
مربع كه در جنوب
غربي قاره آسيا
و در جنوب ايران
قرار دارد.
زمين شناسان
معتقدند كه در
حدود پانصد هزار
سال پيش، صورت
اوليه خليج فارس
در كنار دشت هاي
جنوبي ايران
تشكيل شد و به
مرور زمان، بر
اثر تغيير و تحول
در ساختار دروني
و بيروني زمين،
شكل ثابت كنوني
خود را يافت. قدمت
خليج فارس با
همين نام چندان
ديرينه است كه
عده اي معتقدند:
«خليج فارس گهواره
تمدن عالم يا
مبدا پيرائي
نوع بشر است.»
ساكنان باستاني
اين منطقه، نخستين
انسان هايي بودند
كه روش دريانوردي
را آموخته و كشتي
اختراع كرده
و خاور و باختر
را به يكديگر
پيوند داده اند.
اما دريانوردي
ايرانيان در
خليج فارس، قريب
پانصد سال قبل
از ميلاد مسيح
و در دوران سلطنت
داريوش اول آغاز
شد. داريوش بزرگ،
نخستين ناوگان
دريايي جهان
را به وجود آورد.
كشتي هاي او طول
رودخانه سند
را تا سواحل اقيانوس
هند و درياي عمان
و خليج فارس پيمودند،
و سپس شبه جزيره
عربستان را دور
زده و تا انتهاي
درياي سرخ و بحر
احمر كنوني رسيدند.
او براي نخستين
بار در محل كنوني
كانال سوئز فرمان
كندن ترعه اي
را داد و كشتي
هايش از طريق
همين ترعه به
درياي مديترانه
راه يافتند. در
كتيبه اي كه در
محل اين كانال
به دست آمده نوشته
شده است: «من پارسي
هستم. از پارس
مصر را گشودم.
من فرمان كندن
اين ترعه را داده
ام از رودي كه
از مصر روان است
به دريايي كه
از پارس آيد پس
اين جوي كنده
شد چنان كه فرمان
داده ام و ناوها
آيند از مصر از
اين آبراه به
پارس چنان كه
خواست من بود.»
داريوش
در اين كتيبه
از خليج فارس
به نام «دريايي
كه از پارس مي
آيد» نام برده
است و اين نخستين
مدرك تاريخي
است كه درباره
خليج فارس موجود
است.
اولين
بار يوناني ها
بودند كه اين
خليج را «پرسيكوس
سينوس» يا «سينوس
پرسيكوس» كه همان
خليج فارس است،
ناميده اند. از
آنجا كه اين نام
براي اولين بار
در منابع درست
و معتبر تاريخي
كه غير ايرانيان
نوشته اند آمده
است، هيچ گونه
شائبه نژادي
در وضع آن وجود
ندارد. چنان كه
يونانيان بودند
كه نخستين بار،
سرزمين ايران
را نيز «پارسه»
و «پرسپوليس» يعني
شهر يا كشور پارسيان
ناميدند. استرابن
جغرافيدان قرن
اول ميلادي نيز
به كرات در كتاب
خود از خليج فارس
نام برده است.
وي محل سكونت
اعراب را بين
درياي سرخ و خليج
فارس عنوان مي
كند. همچنين «فلاريوس
آريانوس» مورخ
ديگر يوناني
در كتاب تاريخ
سفرهاي جنگي
اسكندر از اين
خليج به نام «پرسيكون
كيت» كه چيزي جز
خليج فارس، نيست
نام مي برد.
البته
جست و جو در سفرنامه
ها يا كتاب هاي
تاريخي بر حجم
سندهاي خدشه
ناپذيري كه خليج
فارس را «خليج
فارس» گفته اند،
مي افزايد. اين
منطقه آبي همواره
براي ايرانيان
كه صاحب حكومت
مقتدر بوده اند
و امپراطوري
آنها در قرن هاي
متوالي بسيار
گسترده بود هم
از نظر اقتصادي
و هم از نظر نظامي
اهميت خارق العاده
اي داشت. آنها
از اين طريق مي
توانستند با
كشتي هاي خود
به درياي بزرگ
دسترسي پيدا
كنند و به هدف
هاي اقتصادي
و نظامي دست يابند.
آثار عرب
زبان نيز بهترين
و غني ترين منابعي
هستند كه براي
شناسايي و توجيه
كيفيت تسميه
اين دريا مي تواند
در اين بررسي
مورد استفاده
قرار گيرد. در
اين منابع و آثار
از درياي فارس
و چگونگي آن بيش
از آثار فرهنگي
موجود در هر زبان
ديگري گفت و گو
شده است. تمام
كساني كه نسبت
به متون دوره
اسلامي شناختي
حداقل داشته
باشند با نام
مسعود ابن بطوطه،
حمدالله مستوفي،
ياقوت حموي،
حمزه اصفهاني،
ناصرخسرو قبادياني،
ابوريحان بيروني،
ابن بلخي وديگراني
كه اكثر آنان
كتاب هاي خود
را به زبان عربي
نيز نوشته اند،
آشنا هستند. گذشته
از متقدمان نامبرده
مي توان از نويسندگان
عرب متاخر نيز
نام برد كه در
آثار خود از نام
«خليج فارس» بدون
كم و كاست ياد
كرده اند.
سابقه
جعل عنوان خليج
درباره
نام خليج فارس
تا اوايل دهه
1960 ميلادي هيچ
گونه بحث و جدلي
در ميان نبوده
و در تمام منابع
اروپايي و آسيايي
و آمريكايي و
دايرة المعارف
ها و نقشه هاي
جغرافيايي اين
كشورها نام خليج
فارس در تمام
زبان ها به همين
نام ذكر شده است.
اصطلاح
«خليج عربي» براي
نخستين بار از
طرف يكي از نمايندگان
سياسي انگليس
در خليج فارس
به نام «سر چارلز
بلگريو» عنوان
شده و در واقع
او بوده است كه
به قصد تفرقه
بين ايران و كشورهاي
عرب اين تخم لق
را در دهان اعراب
شكسته است. سر
چارلز بلگريو
كه بيش از 30 سال
نماينده سياسي
و كارگزار دولت
انگليس در خليج
فارس بوده است،
بعد از مراجعت
به انگلستان
در سال 1966 كتابي
درباره سواحل
جنوبي خليج فارس
منتشر كرد و در
آن براي اولين
بار نوشت كه «عرب
ها ترجيح مي دهند
خليج فارس را
خليج عربي بنامند».
اين نماينده
قطعا قبل از انتشار
كتاب و مراجعت
به انگلستان
در تماس با مقامات
امارات جنوبي
خليج فارس اين
فكر را در آنها
القا كرده است
و تصادفي نيست
كه بلافاصله
پس از انتشار
كتاب سرچارلز
بلگريو كه نام
قبلي سواحل جنوبي
خليج فارس يعني
«ساحل دزدان» را
بر روي كتاب خود
نهاده اصطلاح
«الخليج العربي»
در مطبوعات كشورهاي
عربي رواج پيدا
كند و در مكاتبات
رسمي به زبان
انگليسي نيز
اصطلاح «آرابيان
گولف» جايگزين
اصطلاح معمول
و رايج قديمي
«پرشين گولف» مي
شود.
دولت ايران
در همان زمان
در برابر اين
نام مجعول عكس
العمل نشان داد
و گمرك و پست ايران
از قبول محموله
هايي كه به جاي
خليج فارس نام
خليج عربي بر
روي آن نوشته
شده بود، خودداري
كرد. ايران همچنين
در مجامع و كنفرانس
هاي بين المللي
نيز در صورت به
كار بردن اين
اصطلاح ساختگي
از سوي نمايندگان
كشورهاي عرب
عكس العمل نشان
مي داد. در اين
زمان بعضي از
كشورهاي عربي
حتي اعتبار هنگفتي
از محل درآمدهاي
كلان نفتي خود
در اختيار بعضي
از ماموران سياسي
در خارج مي گذاردند
تا با تطميع مطبوعات
خارجي نام مجعول
خليج عربي را
به جاي خليج فارس
رواج بدهند.
در نيمه
نخست بهمن ماه
سال 1370 شمسي سر
ويراستار سازمان
ملل متحد با اشاره
به اعتراض هاي
پياپي نمايندگان
ايران در آن سازمان
به استفاده از
نام ساختگي خليج
عربي در اسناد
اين سازمان از
كاركنان سازمان
ملل خواسته تا
اعتراض دولت
ايران را هميشه
در نظر داشته
باشند. كار به
جايي رسيد كه
در يازدهم شهريور
ماه سال 1371 هنگامي
كه حيدر ابوبكر
العطاس نخست
وزير جمهوري
يمن در اجلاس
سران جنبش عدم
تعهد كه در جاكارتا
پايتخت اندونزي
برگزار مي شد،
از نام ساختگي
خليج عربي استفاده
كرد، با اعتراض
شديد نمايندگان
ايراني رو به
رو شد. او سرانجام
از نمايندگان
ايران عذرخواهي
كرد. و اين عمل
را غير عمد خواند.
همچنين در سال
1337 شمسي در روز
13 مرداد دولت
ايران به رژيم
عراق «عبدالقاسم»
مبني بر تغيير
دادن نام خليج
فارس به خليج
عربي اعتراض
كرد.
هدف انگليس
از نام گذاري
ساختگي خليج
فارس
انگليس
ها نخستين عاملان
كاشته شدن اين
تخم نفاق بودند
زيرا از قديم
در صدد بودند
كه خليج فارس
را تبديل به يك
درياي انگليسي
كنند. بعدها در
دهه 1980 آمريكايي
ها هم به پيروي
از آنها از تبديل
خليج فارس به
خليج آمريكايي
سخن گفتند. از
نظر آمريكايي
ها و اروپايي
ها اين منطقه
«شريان حياتي
غرب» در منطقه
«استراتژيك غربي»
و «حوزه منافع
ويژه» است، لذا
اگر قادر باشند
خليج فارس را
به طور مستقيم
يا غير مستقيم
تحت تسلط خود
در مي آورند.
اما واقعيت
مطلب اين است
كه خليج فارس
يك نام كهن تاريخي
است كه از بدو
تاريخ بر روي
اين خليج گذاشته
شده است و انگيزه
تلاش حساب شده
اي كه براي تغيير
اين نام به عمل
مي آيد جز ايجاد
فتنه و اختلاف
بين كشورهاي
اين منطقه نيست.
همچنان كه «ژان
ژاك پريني» نويسنده
كتاب خليج فارس
اعتراف مي كند.
«ملل و طوايف بسياري
بر كرانه هاي
خليج فارس استيلا
يافته و فرمانروايي
كرده اند ولي
روزگارشان سپري
شده و منقرض شده
اند. تنها قوم
پارس است كه با
هوش و درايت خود
همچنان پا برجا
زيسته و ميراث
حاكميت خود را
تاكنون نگهداري
كرده است.»
خليج فارس
_ پيروز مجتهدزاده
جغرافياي
تاريخي
خليج فارس
_ محمود طلوعي